مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
557
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 240 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 10 ، ص 254 . [ ظهور ] ظهور استقلالى ر . ك : ظهور مطابقى ظهور اطلاقى ظهور عرفى لفظ در معناى مطلق به ظهور لفظ نزد عرف در معنايى مطلق ، ظهور اطلاقى گفته مىشود ؛ به بيان ديگر ، ظهور اطلاقى به معناى دلالت ظنى راجح لفظ است بر شمول و سريان مفهوم كه به وسيله مقدمات حكمت به دست مىآيد ، مانند : ظهور اطلاقى لفظ « البيع » در « أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ » كه بر حلّيت تمام معاملات دلالت مىكند . در كتاب « نهاية الافكار » آمده است : « فلا محالة عند عدم نصب البيان على التقييد متصلا بكلامه الملقى الى المخاطب فى مجلس التخاطب ، ينعقد الظهور الاطلاقى للمطلق و تتحقق الدلالة التصديقية » . « 1 » سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 42 . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 8 ، ص 257 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 281 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص ( 218 - 164 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 42 . ظهور التزامى ظهور لفظ در معناى ملازم معناى مطابقى آن هرگاه كلامى در معنايى ظهور داشته باشد ، به ظهور آن كلام در معناى ديگرى كه خارج از معناى اصلى و ملازم آن باشد ، ظهور التزامى گفته مىشود ، مانند : ظهور التزامى جمله « اگر مستطيع شدى ، حج بر تو واجب است » بر عدم وجوب حج در صورت عدم استطاعت . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 226 . ظهور الفاظ معناى مرجّح - از ميان چند معنا - براى لفظ در مواردى كه لفظ دستكم داراى دو معنا است كه احتمال اراده يكى بيش از ديگرى است ، به آن معنايى كه احتمال بيشترى دارد ، ظهور لفظ مىگويند ؛ براى مثال ، از كلمه « فَاقْطَعُوا » در آيه « سرقت » دو معنا به ذهن مىآيد : يكى جدا ساختن دست از بدن و ديگرى مجروح ساختن آن ؛ معناى اول كه راجح است ، ظهور نام دارد . نكته : فرق ظاهر و ظهور اين است كه منظور از ظاهر ، لفظى است كه در معنايى ظهور دارد و مراد از ظهور ، معنايى است كه لفظ در آن ظاهر است . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 233 . محقق داماد ، مصطفى ، مباحثى از اصول فقه ، ج 2 ، ص 37 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 3 ، ص ( 138 - 137 ) . خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 151 . ابو الحسين بصرى ، محمد بن على ، المعتمد فى اصول الفقه ، ج 4 ، ص 231 . ظهور ايجابى حصول تطابق ميان اراده جدّى و اراده استعمالى ظهور ايجابى ، مقابل ظهور سلبى بوده و به اين معناست كه آنچه را متكلم در مقام تكلم ، از راه الفاظ ( مقام اثبات ) بيان كرده ، در مرحله اراده جدى ( مقام ثبوت ) نيز ثابت است ؛ كل ما يقوله يريده ؛ به بيان ديگر ، اراده جدى وى مطابق اراده استعمالى او است . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 7 ، ص 283 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 94 . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 1 ، ص 412 . ظهور بدوى ظهور ابتدايى قابل انتفاء به وسيله قرينه ظهور بدوى ، به ظهورى گفته مىشود كه ناپايدار بوده و در صورت آوردن قرينه بر خلاف آن ، از بين مىرود ، مانند ظهورى كه در اثناى كلام متكلم ميان سخنان گوينده براى شنونده پديد مىآيد كه متزلزل است و اگر تا پايان ، قرينهاى بر خلاف آن آورده نشود ، اين ظهور به ظهور مستقر تبديل مىشود و اگر قرينهاى خلاف آن آورده شود ، قرينه ، مقدم مىشود . « 1 * » به بيان ديگر ، ظهور بدوى ، ظهورى است كه در صورت نبود قرينهاى بر خلاف آن ، منعقد مىشود و در صورت وجود قرينه متصله بر خلاف آن هيچگاه منعقد نمىگردد ، اما در صورت وجود قرينه منفصله بر خلاف آن ، منعقد مىشود ، ولى حجت نيست . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 135 . حيدر ، محمد صنقور على ، المعجم الاصولى ، ص 724 و 732 . ظهور تصديقى ظهور بيانگر مراد استعمالى يا جدّى متكلّم ظهور تصديقى ، ظهورى است كه مراد استعمالى يا جدى گوينده سخن را آشكار مىكند . هر كلامى داراى سه ظهور است :
--> ( 1 ) . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 4 ، جزء 2 ، ص 148 . ( 1 * ) . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 183 .